تبلیغات
آســــــمانی بـــرای تـو - چرا شقایق را شقایق می نامند ؟؟
 
آســــــمانی بـــرای تـو
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
 
 
جمعه دوم دیماه سال 1390 :: نویسنده : مهــــناز

                                     


شقایق

شقایق گفت با خنده  نه بیمارم نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزن بود

و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

و من بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود

ز انچه زیر لب می گفت شنیدم سخت شیدا بود

نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود اما

طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد از آن نوعی که من بودم

بگیرند ریشه اش را و بسوزانند ، شود مرهم برای دلبرش

آندم شفا یابد چنانچه با خودش می گفت

بسی کوه و بیابان را بسی صحرای سوزان را

به دنبال گلش بوده و یک دم نیاسوده

که افتاد چشم او ناگه به روی من

بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتاد

و او می رفت و من در دست او بودم

و او هر لحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا می کرد

پس از چندی هوا چون کوره آتش زمین می سوخت

و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت اما چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست به جانم هیچ تابی نیست

اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

برای دلبرم هرگز دوایی نیست و از این گل که جایی نیست

خودش هم تشنه بود اما نمی فهمید حالش را

چنان می رفت و من در دست او بودم وحالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت اما پایان راه کو؟ نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو؟

ودیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت

که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد

دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی ز هم بشکافت

ز هم بشکافت اما آه ، صدای قلب او گویی جهان را زیر و رو می کرد

و هر چیزی که هرجا بود با غم زیر و رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب ، خونش را

به من می داد و بر لب های او فریاد :

بمان ای گل که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی

بمان ای گل

و من ماندم

نشان عشق و شیدایی و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهــــناز
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره کیفیت مطالب وبلاگ چیست ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :