تبلیغات
آســــــمانی بـــرای تـو - مطالب مهــــناز
 
آســــــمانی بـــرای تـو
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
 
 
سه شنبه ششم دیماه سال 1390 :: نویسنده : مهــــناز

                                              


مدام با خود فکر می کنم چگونه است که ما در این سر دنیا عرق می ریزیم و وضعمان این است، و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است، نمیدانم مشکل در نوع عرق است و یا در نوع ریختن و خوردن آن /دکتر شریعتی

آنان كه با افكاری پاك وفطرتی زیبا درقلب دیگران جای دارند را هرگزهراسی از فراموشی نیست چرا كه جاودانند / كوروش بزرگ

اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید . /چاحیت

کسی که زبانش را حفظ کند خدا عیب او را می پوشاند./ امام علی

با عشق زمان فراموش می‌شود و با زمان هم عشق فراموش می‌شود./ اخوان صفا

هر چه موانع جدی‌تر و سخت‌تر باشد، لذت تلاش و پیروزی بیشتر است ./ اریک باتروورت

اندیشیدن تا زمانی که با عمل همراه نباشد، خلاقانه نیست ./ استون

تاریخ حقیقتی است که سرانجام به افسانه و افسانه دروغی است که سرانجام به تاریخ می‌پیوندد./ جین کاکتیو

تنبلی، آدمی را خیال پرست بار می‌آورد./ پوسه نه

اگر دوستی‌ها نبود، دشمنی‌ها، دنیا را جهنم می‌کرد./مارک تواین

هرگز نمی‌خواهم به واسطه محدودیت هایم‌، محدود شوم ./ باربارا استراسیند

این که چقدر زمان داری مهم نیست چگونه می‌گذرانی مهم است./ لینکلن

بدترین و خطرناکترین کلمات اینست: همه این جورند / تولستوی

به‌دست آوردن خوشبختی، بزرگ‌ترین فتح زندگی است./ آلبرکامو

آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی ./ دی سلز

میراثی گران بهاتر از راستی و درستی نیست./ شکسپیر

در پشت هیچ در بسته‌ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید./ اُرد بزرگ

نماز عشق ترتیبی ندارد ، چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستی نیست .  / ارد بزرگ

هیچ چیزی نمی‌توان به کسی یاد داد، اما می‌توان به او کمک کرد تا پاسخ آنها را درون خود بیابد./ گالیله

هنر ، قدرت و توانایی نیست بلکه تسلی خاطر است ./توماس مان

همه می‌خواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند./ تولستوی





نوع مطلب : سخنان بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه پنجم دیماه سال 1390 :: نویسنده : مهــــناز


کودکی هایم اتاقی ساده بود

 قصه ای دور اجاقی ساده بود

شب که می شد نقش ها جان می گرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

می شدم پروانه خوابم می پرید

خوابهایم اتفاقی ساده بود

قهر می کردم به شوق آشتی

عشق هایم اشتیاقی ساده بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بود وباقی ساده بود

                                                   قیصر امین پور 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه دوم دیماه سال 1390 :: نویسنده : مهــــناز

                                     


شقایق

شقایق گفت با خنده  نه بیمارم نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزن بود

و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

و من بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود

ز انچه زیر لب می گفت شنیدم سخت شیدا بود

نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود اما



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه دوم دیماه سال 1390 :: نویسنده : مهــــناز
                                         


هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی

وز هر طرفی رفتم تو راهبرم بودی

با هر که سخن گفتم پاسخ ز تو بشنیدم

بر هر که نظر کردم تو در نظرم بودی

در خنده من چون گل ، در کنج لبم خفتی

در گریه من چون اشک ، در چشم ترم بودی

در صبحگه عشرت همدوش تو می رفتم

در شامگه غربت بالین سرم بودی

آواز چو می خواندم سوز تو به سازم بود

پرواز چو می کردم تو بال و پرم بودی

هرگز دل من بر تو یار دگری نگزید

گر خواست که بگزیند یار دگرم بودی

      صادق سرمد  





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه دوم دیماه سال 1390 :: نویسنده : مهــــناز

                                             


آواز عاشقانه ما در گلو شکست

حق با سکوت بود ، صدا درگلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه دل ما در گلو شکست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد ، کسی به داغ دل ، باغ دل نداد

ای وای ، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا در گلو شکست

            قیصر امین پور   





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه دوم دیماه سال 1390 :: نویسنده : مهــــناز

                                      


ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند

کنج قفس زندانی ات کردند و رفتند

در سایه های شب تو را تنها نوشتند

سرشار سرگردانی ات کردند و رفتند

احساس پاکت را همه تکفیر کردند

محکوم بی ایمانی ات کردند و رفتند

هر شب تو را دعوت به بزم تازه کردند

در بزمشان قربانی ات کردند و رفتند

زخمی که رستم از شَغاد قصه اش خورد

مبنای این، ویرانی ات کردند ورفتند





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                                     


می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم

نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم

یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم.

نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه.

می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم.

    برتولت برشت 

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه یکم دیماه سال 1390 :: نویسنده : مهــــناز

یک فیلسوف ترك مى گوید:

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود. یعنی سنش ۳۰ برابر من بود

وقتی من ۲ ساله شدم، پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من

وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من

وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من

وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من

وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من

وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من

می ترسم اگه ادامه بدم ازپدرم  بزرگتر بشم!!!!





نوع مطلب : سخنان بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    ...   4   5   6   7   8   9   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهــــناز
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره کیفیت مطالب وبلاگ چیست ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :